تبليغاتX
**آسمون به رنگ سیاه هم خیلی قشنگه **




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





کرم سیب

  اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو

قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني .

 ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم

. تو هم از غصه دور خودت پيله

بستي ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه

خوشگل.تو پر زدي و رفتي و من موندم وسيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده .

از هر چي سيبه متنفرم.    


[+] نوشته شده توسط مهدی در 22:56 | |






مردي در کنار ساحل دورافتاده اي قدم مي‌زد. مردي را در فاصله دور مي بيند که مدام خم

مي‌شود و چيزي را از روي زمين بر مي‌دارد و توي اقيانوس پرت مي‌کند. نزديک تر مي شود،

مي‌بيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل مي­افتد در آب مي‌اندازد.

 - صبح بخير رفيق، خيلي دلم مي­خواهد بدانم چه مي کني؟

- اين صدفها را در داخل اقيانوس مي اندازم. الآن موقع مد درياست و اين صدف ها را به ساحل

دريا آورده و اگر آنها را توي آب نيندازم از کمبود اکسيژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را مي فهمم ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شکلي وجود دارد. تو

که نمي‌تواني آنها را به آب برگرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يک ساحل نيست. نمي بيني

کار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي­کند؟

مرد بومي لبخندي زد و خم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت و گفت: "براي

اين يکي اوضاع فرق کرد."


[+] نوشته شده توسط مهدی در 22:51 | |






سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن

- رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ،

ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟

ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت

رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد

 ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ...

 و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است

.............. کارم از گريه گذشته


[+] نوشته شده توسط مهدی در 18:56 | |






سلام امیدوارم حاله همتون خوب باشه علیرغم داشتن کافی نت

اما خدایش وقت نداشتم بیام واسه اپ کردن اما اومدم

که بگم ایام محرم رو پیشاپیش بهتون تسلیت میگم

امیدوارم هرچیز خیری که از خدا یا از زندگی انتظار دارین

رو خدا واسه پاک شدن هممون تویه این ایام بهمون بده


[+] نوشته شده توسط مهدی در 18:0 | |






دیگه بودنت مهم نیست

روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو


روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم


روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!


گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم


گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم


روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر


اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد


تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام


راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت


نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی


میدانستم تو نیز مثل همه …


نمیبخشم تو را …


دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت


نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را


دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا


مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!


نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام


مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم


تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم


تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!


[+] نوشته شده توسط مهدی در 8:46 | |






سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی


شایدامشب سوزش این زخم ها راکم کنی


آه باران من سراپای وجودم آتش است


پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

[+] نوشته شده توسط مهدی در 12:52 | |






سلام به همگی.خوبید همتون ایشالله؟؟؟؟؟؟؟

امروز رویه دیوار اتاقم باشبرنگ بارنگه قرمز

 (ابی رو بیشتر دوست دارم چون رنگ اتاقم ابی اسمونی بود قرمز رو انتخاب کردم)نوشتم:

خانه دل جای هر بیگانه نیست

به نظرم این جمله که نمیدونم نوشته ی کدوم ادم عالمی بوده امروز به درده خیلی هامون بخوره.

 

تابعد

 


[+] نوشته شده توسط مهدی در 22:32 | |






فریاد

چارلی چاپلین میگه آخر هر چیزی خوبه.

اگه خوب نشد هنوز آخرش نشده!

پرنده مردنی است دلم گرفته است

دلم گرفته است به ایوان میروم

و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم

 چراقهای رابطه تاریکند

چراقهای رابطه تاریکند

 کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد

 پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست.


[+] نوشته شده توسط مهدی در 16:58 | |






دارم گلايه ازين زمونه


از اون خدايي که دل تنگ ما روميدونه

دارم گلايه ازبي نشوني


از اين غريبي،زندگي، بي هم زبوني


دارم گلايه ازين اسيري


فقط خدا مونده برام تو اين غريبي


دارم گلايه ازين زمونه


از اون خدايي که ميگن چه مهربونه


دارم گلايه از تو که نيستي


تويي که ميگن ديگه تنها نيستي


دارم گلايه از بي کسي هام


از اون که ميبينه چقدر غمگين و تنهام

بازم هم گلايه از بي کسي هام


از اون که ميدونه الان اشک داره چشمام

بزار يه نفرين کنم زمونه؟


الهي که داغت روي دلم بمونه


باز هم گلايه همش گلايه


قسمت اينه تا قيامت چشمام بباره...


[+] نوشته شده توسط مهدی در 17:4 | |







می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لكه عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه


همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه


تجربه و خاطره و گذر عم
ر





وقتی به گذر عمرم نگاه میکنم می بینم که ..... کاش هنوز 15 سالم بود تا اشتباهاتم رو تکرار نمی کردم ولی اینم می دونم 5-6 ساله دیگه هم به میگم کاش 25 سالم بود تا اشتبا......
سالهاس که سنگینی گذر ثانیه ها روی دوشم حس میکنم

[+] نوشته شده توسط مهدی در 15:27 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ  فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ

جديدترين كدهای جاوا